السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
225
تفسير الميزان ( فارسي )
آنها را ابو هريره و ابو بكر رساندند ، و انتخاب على ( ع ) هم براى رساندن برائت آن هم نه از نظر اين است كه در شخص على خصوصيتى بوده بلكه از اين نظر بوده كه با رسم عرب آن وقت وفق مىداده ، چون عرب وقتى مىخواست عهدى را بشكند يا خود معاهد آن را نقض مىكرد و يا مردى از اهل بيت او ، و همين معنا باعث شد كه رسول خدا ( ص ) حكم برائت را از ابى بكر گرفته و به دست على بسپارد و او را روانه كند تا بدين وسيله سنت عرب را حفظ كرده باشد . آن گاه اضافه كردهاند : معناى اينكه آن حضرت در جواب اين سؤال ابى بكر كه گفت « يا رسول اللَّه چيزى در باره من نازل شده ؟ » فرمود : « نه و ليكن از من پيامى نمىبرد مگر خودم و يا مردى از من » همين است كه اگر من تو را عزل كردم و على را نصب نمودم براى اين بود كه اين سنت عربى را از بين نبرده باشم . و لذا مىبينيم ابو بكر از پست خود عزل نمىشود ، و هم چنان امير الحاج هست و عده اى از قبيل ابى هريره و آن ديگران كه در روايات اساميشان برده نشده از طرفش مامورند كه در ميان مردم ساير احكام را جار بزنند ، و على ( ع ) يكى از اين عده و از مامورين ابى بكر بوده ، و لذا در بعضى از روايات آمده كه ابو بكر در منى به خطبه ايستاد و وقتى خطبه اش تمام شد متوجه على ( ع ) شد و گفت : يا على برخيز و رسالت پيغمبر را برسان . اين بود آن مطالبى كه به منظور توجيه روايات گفتهاند « 1 » . و هر دانشمند اهل بحثى كه به روايات و آيات رجوع كند ، آن گاه در بحث و مشاجره اى كه علماء كلامى دو فرقه شيعه و سنى در باب افضليت كردهاند دقت نمايد جاى ترديدى برايش نمىماند كه اهل سنت ، بحث تفسيرى را كه كارش به دست آوردن مدلول آيات قرآنى است ، با بحث روايى كه كارش برچيدن روايات صحيح از ميان روايت مجعول است و همچنين با بحث كلامى كه آيا ابى بكر افضل از على است و يا على افضل از ابى بكر است و يا امير الحاج بودن افضل است از تبليغ آيات برائت و اينكه اصلا در آن سال امير الحاج على بود يا ابى بكر ، خلط كردهاند . در حالى كه در بحث تفسيرى در پيرامون آيه نبايد بحث كلامى را پيش كشيد ، پس بحث كلامى بايد به كلى كنار رود ، و اما بحثى كه از نظر تفسير و از نظر روايات مربوط به آيات برائت كردهاند حق اين است كه آقايان از نظر تشخيص معانى آيات و سبب نزول آنها و
--> ( 1 ) تفسير ابن كثير ج 2 ص 333